آبی سربلند؛ پدیدآور:‌ ابتهاج محمد؛ مترجم: لیلا كاشانی وحید؛ ناشر:‌ مهرسا؛ تعداد صفحات: 36

این كتاب داستانی جذاب و شیرین از دو خواهر به نام‌های آسیه و فائزه را روایت می‌كند. آسیه در روز اول مدرسه با حجاب (روسری آبی) به مدرسه می‌رود. همین امر موجب تعجب و تمسخر برخی اطرافیانش می‌شود. اما او به حجاب خودش افتخار می‌كند و به حرف‌های دیگران هیچ اعتنایی نمی‌كند. كتاب حاضر نشان می‌دهد كه چگونه انسان می‌تواند بدون اعتنا به حرف‌ها و عكس‌العمل‌های دیگران با افتخار به اصول و ارزش‌های خود پایبند باشد.
نامزد شدن برای جایزه کتاب تصویری گودریدز در سال 2019، قرار گرفتن جزو فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز و فهرست منتخب کتاب جوانان در سال 2019 و حضور در جمع 10 کتاب برجسته‌ حوزه زنان در سال 2020 بخشی از موفقیت‌های این كتاب زیبا و دلنشین را شامل می‌شود.

در بخشی از كتاب می‌خوانیم:
آسیه با تعجّب نگاهم می‌كند و می‌گوید: «فائزه؟ این‌جا چه‌كار می‌كنی؟»
من می‌پرسم: «خوشحالی كه اولین روز حجاب است؟»
آسیه سرش را به علامت تأیید تكان می‌دهد و به من لبخند می‌زند و حال من هم بهتر می‌شود.
از اطرافمان صدای خنده می‌آید.
پسری با دست به آسیه اشاره می‌كند و با خنده‌ای تحقیر‌آمیز می‌گوید: «واقعاً‌ چرا؟!»
حجاب آسیه خنده‌دار نیست. حجاب آسیه مثل دریایی است كه موج‌هایش تا آسمان می‌رود، همیشه‌ آنجاست، قوی و سربلند.
مامان گفته بود:‌ «بعضی‌ها حجاب تو را درك نمی‌كنند، اما اگر تو خودت بدانی چه كسی هستی و حجابت برای چیست [و در رسیدن به هدفت در زندگی چه كمكی به تو می‌كند، هم خودت می‌توانی به آن افتخار كنی و هم] آن‌ها به تو احترام می‌گذارند.» (ص14تا20)